تقويت كنندهء امر او باشد و اگر نه آن بود خاتم پيغمبران بود هرآينه شريك در پيغمبرى او هم ميبود و باز ابن ابى الحديد در موضع ديگر از شرح نهج البلاغه گفته است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در روز شورى گفت به آن پنج نفر كه عمر با او شريك كرده بود آنها را در ميان شما كسى هست به غير من كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او گفته باشد كه تو از من بمنزلهء هارونى از موسى مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من همه گفتند نه و صاحب صواعق محرقه به آن تعصب و عنادش كه اعدى عدو حضرت امير عليه السّلام بوده است و از همهء خوارج بدتر است تصحيح اين كرده است اما منع تواترش كرده است و كدام متواتر از اين واضحتر و قطعىتر مىباشد كه هر يك از محدثين ايشان از جماعتى بسيار از صحابه روايت كردهاند كه ايشان قول هر يك از آنها را در هر امرى از اصول و فروع دين حجت ميدانند چنانچه از تتبع كتب ايشان ظاهر است و در كتب عقايد در بسيارى از اصول دين هر حديثى كه در يكى از صحاح ايشان مذكور است استدلال كردهاند قطع نظر از احاديث متواتره در طرق شيعه كه هر يك از ائمه ( ع ) روايت كردهاند اما در وجه استدلال به اين حديث متواتر بر امامت آن حضرت به چند وجه تقرير آن ميتوان كرد .
اول آنكه ظاهر منزله عموم است بحسب عرف خصوصا هرگاه بعضى از منازل آن را استثناء كند كه در اين صورت صريح مىشود در عموم بقيهء افراد مستثنى منه مثل آنكه اگر كسى گويد كه فلان مرد بمنزلهء من است مگر آنكه بخيل است همه كس چنين ميفهمد كه در غير جود در كمال صفات ديگر مثل اوست پس اين كلام دلالت كرد بر اينكه جميع نسبتها كه در ميان موسى و هارون بود بايد كه در آن حضرت باشد به غير پيغمبرى و اين معلوم است كه از جملهء نسبتها خلافت بر امت بود چنانچه ميگفت كه اخلفنى فى قومى پس هرگاه موسى غايب ميشد هارون خليفهء او بود پس بايد اين حالت نيز از براى حضرت امير عليه السّلام ثابت باشد و اين غير معنى پيغمبريست كه استثناء شده است اگر گويند گاه باشد خلافت در حال حيوة مراد باشد جواب گوئيم كه استثناء پيغمبرى بعد از وفات صريح است در اينكه مراد اعم است و الا احتياج باستثناء نبود با آنكه خلاف ظاهر لفظ است .
وجه دوم آنكه از جملهء منازل هارون آن بود كه او افضل بود از جميع امت موسى عليه السّلام پس بايد كه حضرت امير نيز افضل باشد از جميع امت آن حضرت و تفضيل مفضول قبيح است عقلا چنانچه دانستى .
وجه سيم آنكه از احاديث متواتره معلوم است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٣