تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

فصل پنجم : دوران زندگى حاج ميرفتّاح

ايشان از زمان ورودش به منطقه ماكو و چالدران و خوى و حومه شخصيت ويژه‌اى از خود نشان داد كه در ميان مردم و مسئولين از اعتبار خاصى برخوردار بود و در هر جا مشكلى پيدا مىشد اعم از خانوادگى و اجتماعى و مسائل حقوقى و اقتصادى و سياسى و . . . به آن بزرگوار مراجعه مىكردند وايشان باتمام وجود آن راحل مى نمود . مرحوم پدرم نقل مىكرد روزى عده‌اى از مردم ماكو و چالدران به دستور سردار ماكو دستگير و زندانى مىشوند جدمان مرحوم حاج ميرفتاح ، از اين جريان آگاه شد و براى حل مشكل آنها به سوى ماكو حركت كرد . در اين ميان سردار ماكو از هدف سفر ايشان با خبر مىشود و دستور مىدهد به احترام اين سيد بزرگوار ، همهء زندانىها را آزاد كنند . شهرت معنوى و قداست و تقواى ايشان زبانزد همه بود و اغلب مردم براى شفاى بيماران و حل مشكلات و رفع نگرانى هاى زندگى خويش و فرزندانشان به‌ايشان متوسل مىشدند و نذورات زيادى را به حضورش مىآوردند و در اثر تجربه‌هاى فراوان ، وى را پناهگاه عموم مردم اعم از شيعه و سنى و . . . مىشناختند . زنان و مردان سالخورده در شهر سيه چشمه