عسل سالم گذاشته بودند و من به خوردن آن مشغول شدم مرحوم حاج ميرزا محمد دست روى دست زد و گفت ، خدايا چقدر در ميان نسلها شباهتهاى نزديك ، دراخلاق وزيبائى هاى معنوى وجود دارد . من در نوجوانى جّد بزرگوارتان حاج ميرفتاح را زيارت كردم و ايشان اخلاق ورفتارهاى زيبا ، و نورانيت خاصى داشت و روزى مشغول خوردن عسل بود ديدم با علاقه خاصى ميل مىكند حالا كه شما با اين شور و شوق عسل را ميل مىكنيد آن صحنه در ذهن من آشكار گرديد كه همانند آن بزرگوار ، داراى زيبائى هاى معنوى و . . . و به خوردن عسل علاقمند هستيد .
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: حميد فتاحى
ص٩٠