از خون اين جوانان گرانبهاتر است حتى بعضى از آنها در اين دشت ، ناكام به شهادت رسيدهاند ؟
مطلب مهم :
شاه اسماعيل ( رحمه الله ) گفت : جناب شيخ بهاين مطلب با دقت توجه كن ، وقتى كه يك نفر شيعه به نام « اصلان » از خاك عثمانى به راه مىافتد و بعد از طى چهارصد فرسنگ ( 2400 كيلومتر ) خودش را به ميدان جنگ مىرساند تا در كنار جوانان طائفه خويش ، در راه حضرت على و فرزندان معصومش ( عليهم السلام ) به شهادت برسد ، آيا در اين صورت من بايد به فكر جان خود باشم و از فداكارى و بذل خون و جانم خوددارى كنم ؟ !
شيخ گفت ، اى پادشاه شيعيان ، جناب « اصلان و امير عبدالباقى و سارو بيره و . . . » مردان دلير و با غيرت هستند و اگر در راه حق به درجه رفيع شهادت ، نائل شدند با مرگ آنها كشور بى سرپرست نمىشود اما اگر تو كشته شوى و شربت شهادت بنوشى ، ايران عزيز بى سرپرست خواهد شد و كسى را نداريم كه جاى شما را پركند .
شاه گفت : صاحب حقيقى اين مملكت ، حضرت على و فرزندش امام عصر ( عج ) مىباشند و آنها بعد از من ، حافظ اين كشور و ملت خواهند بود و اجازه نمى دهند سرزمين شيعيان زير پاى دشمنان حضرت على و آل على ( عليهم السلام ) ويران شود . به هر حال گفتگوى آنها به قدرى ادامه يافت تا اينكه مطلب بهاينجا
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: حميد فتاحى
ص١٣١