2 . همانا مشركان مىگفتند : ما بتها را نمىخوانيم و در دعا توجهى به آنها نداريم ، مگر بهخاطر طلب قرب و شفاعت . . . .
(
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
) « 1 » ؛ « و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند دليلشان اين بود كه اينها را نمىپرستيم مگر به خاطر اين كه ما را به خداوند نزديك كنند . »
اين نوعى مغالطه و وارونه جلوه دادن حقايق است ؛ زيرا پيامبر ( ص ) با آنها بدان جهتكه بتها را شفيع قرار مىدهند نجنگيد ، بلكه از آن رو جنگيد كه اولًا : بتها را معبود خود قرار مىدهند و ثانياً از آنها طلب شفاعت مىكنند .
3 . به يقين ، پيامبرخدا ( ص ) بر قومى مبعوث گرديد كه معبودهاى گوناگونى داشتند ؛ بعضى فرشتگان را عبادت مىكردند و بعضى ديگر انبيا را مورد پرستش قرار مىدادند . بعضى درختان و سنگها ، برخى ديگر خورشيد و ماه را مىپرستيدند ؛ امّا پيامبر ( ص ) با همهء اينها به جنگ برخاست و فرقى ميان آنها نگذاشت .
4 . مشركان زمان ما ، شركشان پررنگتر از شرك مشركان صدر اسلام است ؛ زيرا آنها در ناز و نعمت
هامش
( 1 ) . زمر : 3