مخالفان خود غلوّ مىكرد و در بعضى از احكام به شدت سختگيرى و اكثر امور دين را حمل بر ظواهر مىكرد وحال آنكه انصاف ، برگزيدن راه ميانه و كاستن از سختگيرىهايى بود كه علماى نجد انجام مىدادند ؛ مانند جهاد فى سبيل الله شمردنِ غارت اموال مسلمين و ايجاد مانع براى مردم در انجام اعمال حج و نيز گرفتن جلوى تساهلى كه مردم عراق و شامات و . . . داشتند « 1 » .
البته وهابيان در اين اواخر ، تغيير سياست داده ، آشكارا به تكفير مسلمين نمىپردازند و تهمت تكفير در نوشتههايشان كمتر ديده مىشود ، ولى در مورد شيعه همچنان شيوهء تكفير و تهمت را آشكارا بهكار مىبرند . انصافى را كه آلوسى مدعى آن است ، در كجا مىتوان يافت ؟ آيا كشتار و تجاوزى را كه وهابيت در كربلا و نجف به راه انداختند ، مىتوان فراموش كرد ؟ « 2 »
راز گسترش
ابن عبدالوهاب ادامه دهندهء افكار ابن تيميه بوده ولى در اين ميان ابن تيميه موفقيتى كسب نكرد و نتوانست با افكار خود در بين مسلمانان جا باز كند ، اما محمدبن عبدالوهاب توانست به موفقيت دست يابد . دليلش آن بود كه ابن تيميه
هامش
( 1 ) . كشف الارتياب ، ص 913 ؛ به نقل از كتاب تاريخ نجد ، محمود شكرى آلوسى .
( 2 ) . بحوث فى الملل والنحل ، ج 4 ، ص 352