سوار بر مركبشان كردند و تا احساء به همين گونه بردند « 1 » .
8 . يك بار خبر به وهابيون رسيد كه گروهى قصد زيارت و حج دارند و مىخواهند از درعيه عبور كنند . عدّهاى از علماى وهابى به پيروان خود گفتند : مشركين را رها كنيد و بگذاريد به مدينه بروند ، آنان كه مسلمان هستند ، با ما همينجا مىمانند « 2 » .
ديدگاه او نسبت به مسلمانان
ابن عبدالوهاب دربارهء مسلمانان عقيدهاى خاص و انحرافى دارد . او در كتابهاى خود مىگويد :
1 . كفارى كه پيامبر خدا ( ص ) با آنها به مقابله برخاست ، اقرار داشتند كه خداوند ، خالق و رازق و مدبر است ، ولى پيامبر ( ص ) به مجرد اين اقرار ، آنها را داخل در اسلام به حساب نياورد ، به خاطر اينكه خداوند فرمود : (
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ . . .
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ )
« 3 » ، « بگو چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد يا چه كسى مالك و خالق گوش و چشمهاست . . . به زودى در پاسخ مىگويند : خدا ، بگو پس چرا تقوا پيشه نمىكنيد و از خدا نمىترسيد ؟ » .
هامش
( 1 ) . الدرر السنية فى الرد على الوهابية ، ص 39
( 2 ) . كشف الارتياب ، ص 15 ، به نقل از خلاصة الكلام .
( 3 ) . يونس : 31