ما ديگر در ميان ما و جناب سردار غير از دوستى هيچ چيز مشاهده نشده است . اگر وقوع فضاحت ظاهر شده در خصوص مؤمىاليه ، شريفآقاى مزبور بايد بر وجه حقيقت و حقانيت ظاهر شود . در سايه نظم ، تربيت و دقت امهات الطاف وايه حضرت سلطنت شاهانه ، اگر چنين اتفاقى افتاده باشد ، بنده شخصاً خسارت آنان را پرداخت خواهم كرد . براى اجراى اوامر مقتضى جوابيهاى متلمسانه خدمت شما ارسال مىكنم .
BOA . Hatt Humayun 826 / 37445 / 1
[ سند دوم ]
پاشاى جليلالقدر ايروان : حضرت حضور فيض گنجور خليل موفور ، جلال موفور
اخى مكرم و دوست محترم عالىجاه رفيعجايگاه ، صاحبمجدت ، نبالت ، جلالت ، شهامت و فخامت .
مزيد اعزاز و اكرام و لوازم توقير و احتراميهها ، دعوات وافيات سودتنمون و غرر تسليمات ذاكياتِ الفتمشحون اتحاف و اهدا مىشود و درست مراعات شدن خاطر برگزيدههاى آن على وجه الاخرى از محبات من است . اگرچه از قديمالايام بين ولايت قارص به گونهاى با مملكت ايروان مغايرت و تفاوت تصور نمىشده است ، لكن رفتار پاشاهاى ديگرى كه به ايلات قارص منصوب بودند ، در ورود به ديار ، به نسبت جناب حضرت شما ، روزبهروز ميل و محبت را در درون ما تزايد و تضاعف مىكرد ، تا اينكه در زمان مراجعت حجاج ايران از زيارت كعبه معظمه آقايانى به نام . . . و رحيم از ورود آنها ممانعت كردند . اين امر خلاف رأى پادشاه ذىجاهِ اسلامپناه دولت عليّه عثمانى است . از صوب مقصودشان راهى و روانه شدند تا كه به ارزروم صحيحاً و سالماً وارد شدند . عالىجاه عظمت و جلالتپناه ، دستور مكرم مشير مفخم وزير اعظم سرعسكر شرقى ، حضرت خسروپاشا سرعسكر ، ساير حجاج و تجار ايرانى را مرخص كرد . تجار و حجاج ايروانى را مسلوب و زندانيان آنها را زجر مهلك داد و به اندازه 70 كيسه نقد و جنس آنها