مصر ، موصل ، حلب و شام فرمان عالىشأن شريف صادر شود . حجاج و زوار مرقوم كه از اين طرف وارد شدند ، به بستن راه عزيمت آنها مبادرت شود . يك قطعه فرمان عالىشأن در سايه مهابت ، حاوى همه اين مفهوم عنايت موسوم ، جهت بنده شاكرالاحسان رسيده است . امر و فرمان مَن له الامر است . در هر حال انفاذ امر ظلالله لازمه ذمت عبوديت و مسئوليت بنده است .
و اما تا اين لحظه از خان مرقوم در اين اطراف ، هيچ خبرى كسب نشده است . لكن فرمان عالىشأنى كه در حق ايرانيان صادر ، در شام ، حلب و ساير ممالك خاقانيه شايع شده است ، با اين مضمون كه هر كس در هر مقامى كه قرار دارد ، ضرورت دارد موافق آثار مصلحت در همه حال با حالات تملك و مدارا با آنها برخورد شود . ولى چون با بغداد هممرز هستند ، علاوه بر اين ، مراقد ائمه هدى قبلهگاه آنهاست . بر اين مبنا ، آنها از ابتدا تا امروز با اهالى بغداد الفت و اختلاط دارند ؛ به طورى كه معيت آنها با ساير ممالك ، قابل قياس نمىباشد . تا اين درجه با يكديگر ، هممذهب و همخانه هستند كه فرق و تميز اغلب آنها قابل تشخيص نيست . علاوه بر اين ، حجاج و زوار نيز مانند كوچ روان چند روز ديگر به ممالك خود بازمىگردند و نهايتا 5 يا 15 نفر تاجر در اين طرف باقى مىمانند . آنها نيز در ظاهر در اين مجاورت ، ضمن شغل تجارت با هويت مجهول در درون بغداد ، قصبه كاظمين ، گاهى در كربلا و نجف اشرف ، گشت و گذار مىكنند . اشخاصى كه اين طرف ساكنند ، اموال تجارتى خود را تا جايى كه امكان دارد ، گاهى به طرف ايران مىفرستند و خود سبكبار ، حاضر و مهيا ، توتون حمل مىكنند . اكثر شركاى آنها نيز كه از اهالى بغداد هستند ، با مالالتجاره در ايران ، با خوف و حيرت ساكنند . فرمان عالىشأن شريف ، صادر شد . ليكن با حبس و زجر ايرانيان ساكن در اينجا هيچ نتيجهاى حاصل نمىشود . علاوه بر اين ، توجه به موضوع ذلت ، خسارت ، اذيت و حقارت تجار بغداد كه در ايران رخ مىدهد ، شايد فتنه نيمخفتهاى را كه به پايان رسيده
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: اسرا دوغان
ص٩٣