بود ، دوباره بيدار كند . اين موضوع چون روز واضح و آشكار است . قطع يا عدم قطع علاقه و معاملات اهالى بغداد با ايران صورت نگرفته ، تأليف قلوب تجار ايرانى كه در اينجا ساكن هستند مصلحت وقت و مطابق بر حال ديده مىشود .
همينگونه كه قبلًا عرض و در اين باب ارسال شده است ، يكى دو ماه قبل فرمان عالىشأن ، صادر شده ، ورود همه قوافل منقطع شده بود . در اين هنگامه وحشت و افكار آنها را با زور دفع كرديم تا اين لحظه فقط يك قافله وارد شده است . با دفعالوقت به دليل مرگ شاهزاده ، رابطه صلح و سازش عقد شد . ايرانيان اين خونِ گرفته را به اين طرف استناد مىكنند و شاه ايران نيز بسيار پركين و خشمگين است و در وضعيت كشاكش با پسرش محمدحسينميرزا قرار دارد ؛ زيرا روزبهروز به وى قوه و اعتبار كسب مىكند . شاه نيز در ظاهر به كرمانشاهان طمع دارد . حال آنكه در آن جوار ، تسويه امور و تأليف تعلقات به عهده آن شاهزاده بود . در ضمن شايع شده كه همه سوارانش [ سواران شاه ] به اين سو مىآيند و بر كردستان تسلط يافتهاند . چگونگى سوء معامله و رفتار كردن او ، نامعلوم است . به طورى كه اكنون معلوم شده وى ظاهراً توقف كرده است . صورت مصالحه و سازش شاهزاده مرده « 1 » مؤمىاليه ، دفعالوقت چون پنبه بافته شده رشته شده است .
بر مبناى اين كار ، در وسط زمستان ، ارسال مأمورين به اين سو بسيار سخت است . اردو به مناطق مأموريتشان قشلاق كنند ؛ هرچند اين امر ، به بنده چاكر اشارت شد ، ولى از طرف آنها غلظت و طعن مشاهده شده است . فعلًا مجموعه آنها با عزم ، عنايت و رعايت احتياط بر مأموريت خود در موصل باشند . در زمان خود براى عزيمت آنها به اين سو ، به مأمورين تحرير و اشارت خواهد شد .
با ورود عساكر حلب ، عساكر بغداد از ايرانيان غفلت نكنند . با تسلط و استيلا تلاش
هامش
( 1 ) . مارِدان ؛ سركشان ؛ ياغيان .