معظّمه جناب مستطاب شريف مكّه كه باطناً خوشعقيده هم است و شأن و عرضه زياد در اين طرفها دارد كه والى مكّه و مدينه و همه اعراب از او حرف مىشنوند ، به ايرانىها قلباً مايل و به مأمور سفارت سنيّه تقويت دارد .
جناب صفاءالممالك نيز كه مأمور جدّه و مكّه معظّمه است ، نوعى به قاعده با او راه رفته كه اسباب مزيد ميل و محبّت او گرديده ، در مطالب اظهاريه و آسايش تبعه ايرانى كمال همراهى و موافقت دارد [ و ] نسبت به همه معارف ايرانى ، از علما و شاهزادگان و آقايان ، به طورهاى مخصوص اظهار محبت و مهربانى مىنمايد و خود شريف در آسايش و امنيت و احترام تبعه ايرانى بسيار مدخليت دارد .
مكرّر با او صحبت شده ، يك اخلاص خاص به اعلىحضرت اقدس شاهنشاه ظلّالله - خلّد الله ملكه و سلطانه - دارد ؛ بهجاست در حق او نوعى علائم مرحمتى ظاهر شود كه بداند مساعى جميله او به عرض اقدس همايونى رسيده و به هدر نرفته .
هرگاه در حق او اظهار مرحمتى شود ، از بذل هديه و تحفه يا نشان امتياز ، از براى ازمنه اينده هم خوب است .
همه ساله از هر طرف ايران ، مردم به مكّه معظّمه مشرّف مىشوند . تبعه ايران هر قدر اينجاها آسوده و محترم باشند ، مايه سرافرازى دولت و ملّت است ؛ چنان كه اين دفعه از معارف خيلى بودند [ كه ] در حق هر يكى ، يك جور انسانيت كرد ؛ بهخصوص در حق من :
اولًا تقدّم در ديدن كرد و تا حال ( منزل من ) سه دفعه آمده ، شبِ گذشته نيز مهمان طلبيده بود [ و ] تدارك سنگينى داشت .
براى سوارى من بعضى جاها اسب و كالسكه فرستاد .
غوّاص و عسكر براى احترام و استراحت منزل ماها گذاشته .
من هم آنچه لازم بود ، مهربانى كردم :
به آدمهايش انعام دادم .
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: اسرا دوغان
ص٤٥٨