تلغراف رمز و شرحى را كه از وزارت جليله خارجه به سفارت كبرى در باب ادّعاى حاجى قبلة القبايل از حملهدارى كه ايشان را از مدينه منورّه به مكّه مكرّمه آورده و حمله دار چهل ليره و ملبوس مشار اليه را در راه سرقت نموده و قبلة القبايل در مكّه تفصيل را به فدوى اظهار كرده ، و گويا چاكر ، وجه مذكور را از حمله دار مسترد داشته و به ايشان ندادهام .
مرقوم فرموده و ايضاحات خواسته بودند ؛ زيارت نموده ، مايه تعجّب و حيرت گرديد .
تفصيل اين فقره و حقيقت واقع به قرارى است كه عرض مىشود :
قبلة القبايل در مكّه مكرّمه نزد فدوى آمده ، اظهار داشت كه ما بين مدينه و مكه به قدر پانزده ليره از من سرقت كردهاند ؛ يا سارق را پيدا كرده ، وجه را از او بگيريد ، يا خودتان كه مأمور دولت هستيد ، از غرامت آن برآييد .
گفتم : مأمور حاضر است كه احقاق حق شما را در صورتى كه بتوانيد شرعاً و عرفاً اثبات نمائيد ، بكند ، والّا مكلّف نيست هر كس آمد يك ادّعاى واهى كرد ، از جيب خودش غرامت بكشد . دزد شما كيست ؟ نشان بدهيد [ تا ] از او بگيريم .
گفت : دُزد را شخصاً نمىشناسم ، ولى چون ما در حملِ فلان حمله دار بودهايم ، او مسئول است .
فرستادم حمله دار را كه تبعه عثمانى بود آوردند و از او مطالبه كردم .
جواب داد : موافق قراردادى كه حملهدارها با حجّاج دارند ، هرگاه در راه - يعنى در اثناى رفتن - چيزى از حجّاج گُم شود ، ما مسئول هستيم ؛ لكن وقتى كه در وسط بيابان اطراق و لنگ كرديم ، چنان كه به همه حجّاج هم سپُردهايم ، بايد خودشان در چادر و غيره مواظب مال خود باشند و اگر چيزى از چادر و منزل آنها گم شود ، بهواسطه اينكه ما مشغول تهيه و تدارك اسباب حركت هستيم ، مسئول و مشغول الذمّه نخواهيم شد .
قبلة القبايل در منزلى كه شب در آنجا لنگ كرده بوديم ، صُبح آمده ، گفت : پولى از
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: اسرا دوغان
ص٤٥٤