تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
به كاردار جدّه هم تلغراف كرد آنها را از حكومت گرفته به اسلامبول روانه بدارد . اطلاعاً عرض [ شد ] . [ امضا : ] « محمود الطباطبائى » .
GHI 1314 - k 28 - p 1 - p 13 - 6

22 . ورود مسيح‌الملك ( طبيب دربار ) به جدّه و بداخلاقىهاى وى

تصدقت شوم ! بعد از ورود فدوى به جدّه ، چند طغرا تلگراف به اسم جناب مسيح‌الملك ، طبيب حضور همايونى به كارپردازخانه رسيد ، ولى معلوم نگرديد كه خودشان از كدام راه و كِى تشريف خواهند آورد . همين‌قدر تند كه به زيارت قدس شريف شرفياب شده و از آنجا خواهند آمد . فدوى به آدم‌هاى خود سپرد كه هر وقت خبردار شدند كه وارد شدند ، به بنده اطلاع بدهند كه آداب انسانيت و احترام را به‌عمل آورد . ديگر خبرى از ايشان نشد تا اين‌كه روز هشتم ماه ذىالحجه 13 ] 13 ] نزديك غروب ، فدوى به طرف مكه و عرفات حركت نمود . در بيرون دروازه جدّه خبر آوردند كه معزىاليه وارد قرانين شده . فدوى آدمى پيش ايشان فرستاد و پيغام داد كه چون عيال و اطفال همراه است ، نتوانست خدمت جناب‌عالى برسد . اگر ميل دارند ، تشريف بياورند در قونسولخانه منزل نمايند . مشاراليه به محض ديدن ، بناى بدگويى و فحاشى به پشت سر بنده گذاشته بودند . فدوى بعد از ورود به مكه و عرفات ، مراتب را شنيده ، به روى بزرگوارى خود نياورد . در عرفات رفت به منزلش و عذرخواهى نمود و گفت : در صورتى كه شما اين قدر ملاحظه قدر و منزلت خودتان را مىفرماييد ، چرا قبل از وقت تلگرافى به بنده نكرديد كه اسباب تشريفات جناب‌عالى را فراهم بياوريم ؟ گفت : از سويس « 1 » به شما كاغذ نوشته‌ام .
هامش
( 1 ) 1 . سوئز ( در مصر ) .