تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
حاج تماماً به سمت مكه حركت كردند ، او را رها نمايد كه ديگر گوشى از حجّاج نبريده باشد . تفصيل اين است كه قول دادم ؛ تلگراف را هم لفاً اعاده نمود . نصرالله مشيرالدوله . [ حاشيه چپ فراز : ] « 2741 » .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0048
[ سند ششم ] در باب صالح حمله‌دارِ پريشان‌روزگار ، سابقاً به موجب امر مبارك ، تلگرافى او را با چند نفر ديگر كه پريشان بودند و حاج را گول مىزدند ، كارپردازخانه آوردند . [ آنها را ] حبس نمودم كه نزديك حاج نروند . عيال و اطفال صالح ، خدمت علماء عظام كاظمين رفته ، تضرّع و زارى كردند و علماء عظام و بعضى ديگر كه از پريشانى آنها اطلاع داشتند ، توسط نمودند و ملتزم شدند كه نزديك حاج نروند . آنها را مرخص نمودم و به مأمورين و فرّاش‌ها كه براى خدمت زوّار در كاظمين هستند ، سپردم كه مواظب صالح و چند نفر ديگر كه مانند او هستند ، باشند كه با حاج مخابره نكنند . و به جميع كاروان‌سراها فرستادم به عموم زوّار و حاج اخبار نمودند كه گول صالح و اين چند نفر را نخورند و با آنها قرار حمل ندهند . روزهاى جمعه هم كه خود به آستان‌بوسى امامين همامين - سلام الله عيلهما - مشرف مىشوم ، باز تأكيد مىكنم . به واسطه حبس و اين گفت‌وگوها ، ديگر كسى نزد صالح نخواهد رفت . در ضمن تعليقه مباركه در باب او با كمال و عدالت و انصاف و مروت حكم فرموده‌اند هر كه طلب دارد ، ماليه او را نشان بدهد ، گرفته شود .