حاج تماماً به سمت مكه حركت كردند ، او را رها نمايد كه ديگر گوشى از حجّاج نبريده باشد .
تفصيل اين است كه قول دادم ؛ تلگراف را هم لفاً اعاده نمود .
نصرالله مشيرالدوله .
[ حاشيه چپ فراز : ] « 2741 » .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0048
[ سند ششم ]
در باب صالح حملهدارِ پريشانروزگار ، سابقاً به موجب امر مبارك ، تلگرافى او را با چند نفر ديگر كه پريشان بودند و حاج را گول مىزدند ، كارپردازخانه آوردند .
[ آنها را ] حبس نمودم كه نزديك حاج نروند .
عيال و اطفال صالح ، خدمت علماء عظام كاظمين رفته ، تضرّع و زارى كردند و علماء عظام و بعضى ديگر كه از پريشانى آنها اطلاع داشتند ، توسط نمودند و ملتزم شدند كه نزديك حاج نروند .
آنها را مرخص نمودم و به مأمورين و فرّاشها كه براى خدمت زوّار در كاظمين هستند ، سپردم كه مواظب صالح و چند نفر ديگر كه مانند او هستند ، باشند كه با حاج مخابره نكنند .
و به جميع كاروانسراها فرستادم به عموم زوّار و حاج اخبار نمودند كه گول صالح و اين چند نفر را نخورند و با آنها قرار حمل ندهند .
روزهاى جمعه هم كه خود به آستانبوسى امامين همامين - سلام الله عيلهما - مشرف مىشوم ، باز تأكيد مىكنم .
به واسطه حبس و اين گفتوگوها ، ديگر كسى نزد صالح نخواهد رفت .
در ضمن تعليقه مباركه در باب او با كمال و عدالت و انصاف و مروت حكم فرمودهاند هر كه طلب دارد ، ماليه او را نشان بدهد ، گرفته شود .