ميان حجاج ايران و داغستان ، قانع كردن مادر شاهزداه ايرانى ، عباس ميرزا كه در بازگشت از سفر حج قصد رفتن به اروپا از طريق مصر را داشت ، رضايت و تشكرنامههاى ايرانيان فقير و درويش به سلطان عثمانى و كمك ايرانيان به ساخت راهآهن عثمانى و . . . .
در ميان اسناد عثمانى و فارسى موضوعات مشترك زيادى وجود دارد ، به خصوص قرنطينه ، ممنوعيت راه جبل ، منع استفاده از سكّه قران ايرانى در حجاز ، نصب ضريح براى امامان بقيع و مشكلات حاصل از آن ، تأسيس كارپردازى جده ، ممنوعيت خريد و فروش برده و انعكاس آن در ميان حجاج ايرانى ، ورثه و اموال متروكه متوفيان در حجاز و در مسير راه ، مسائل مربوط به تذكره ، ويزا و ورود به سرزمين عثمانى و . . . مىباشد كه محقق مىتواند به طور مقايسهاى و حادثهيابى در ميان هر دوگروه اسناد تحقيق كند . اين اسناد متمم و مصحح يكديگرند و مهر تأييدى بر حرفهاى مؤلفان و شاهدى بر وقايع ذكر شده در سفرنامههاى دوره قاجار مىباشند .
از اين لحاظ اسناد ايرانى و عثمانى با سفرنامههايى كه حقايق حجاج ايرانى را در قرن 13 و 14 مشخص مىكند بايد در كنار هم قرار گرفته و مطالعه شوند .
اين اثر كه بر اساس اسناد و مدارك آرشيوى و نيز متون تاريخى نوشته شده ، نخستين تحقيق مفصلى است به موضوع حجاج ايرانى پرداخته است .
در انتشار اين كتاب اولًا از حجة الاسلام والمسلمين استاد سيدعلى قاضى عسكر ، نماينده رهبرى ايران در حج و زيارت ، بسيار سپاسگزارم . در ترجمه اسناد عثمانى ، دوست عزيز بنده خانم مهرى آريانفر با وجود اينكه به زبان تركى مسلط نبودند ، با كوشش فراوان اهتمام ورزيده است ، به طورى كه گاهى براى ترجمه يكى از اين اسناد و اصطلاحات آن ساعات زيادى وقت صرف شده است .
بىگمان اگر ايشان نبود ، نمىتوانستم ترجمه اسناد و گردآورى اين كتاب را به
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: اسرا دوغان
ص٣٢