كه در اسناد عثمانى مطالب زيادى در مورد زوار وجود ندارد .
براى تحقيق در خصوص حجگزارى ، بى شك مىتوان خلأ معلومات سفرنامههاى حج گزارى ايرانيان را با اسناد عثمانى و ايرانى پر كرد . به جرأت مىتوان گفت بدون اسناد عثمانى درك تاريخ حجگزارى ايرانيان ناقص مىماند .
به طور نسبى اسناد عثمانى در كنار اسناد ايرانى آمار حجاج را در اختيار ما قرار مىدهد ، اين در حالى است كه منابع تاريخى و ديگر منابع اطلاعات چندانى در اين خصوص ندارند .
براى نگارش اين اثر ، ابتدا اسناد مربوط به موضوع در آرشيو ايران و تركيه از طريق جستجوى كلمه شناسايى شده و بعد از انتخاب ، درخواست اصل سند را داده و دريافت نموديم و سپس آنها را خوانده و اسناد عثمانى را بعد از خوانش ، كاملًا ترجمه كرديم .
در مرحله خوانش اسناد عثمانى ، به 20 مورد سندولانى برخورديم كه موارد ديگرى علاوه بر حجگزارى در اين اسناد ديده مىشود كه محقق تنها به ترجمه بخشهاى مربوط به حجاج ايرانى پرداخته و از بازخوانى ديگر بخشها خوددارى كرده است . در ميان اسناد وزارت خارجه ، متن اصلى برخى اسناد تركى و عربى است و در حاشيه آنان به زبان فارسى نوشته شده بود كه محقق تنها به بازخوانى قسمت فارسى پرداخته است .
موضوعات درج شده در اين اسناد بسيار متنوع و مربوط به رخدادهاى مختلف سياسى ، اجتماعى ، بهداشتى ، دشوارىهاى مسير ، سرقتها ، قتل و غارت ، مرگ و مير ، جواز عبور ، مالياتها و . . . مى باشد . در اين ميان ، گاهى نيز با نمونههاى اجتماعى بسيار جالبى مواجه هستيم كه مهربانى و صميمت عثمانىها در رابطه با حجگزارى ايرانيان را به ما نشان مىدهد . به عنوان نمونه پيدا شدن اسب باقر نامى از حجاج ايرانى ، تسليم اموال متروكه حاج حسين ايرانى به خانوادهاش ، توجه عثمانى به نزاع
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: اسرا دوغان
ص٣١