حجاج ايرانى هر مقدار بتوانند جمع مىكنند و در بازگشت با خود مىبرند و آن مقدارى كه در دست اهالى باقى مىماند ، به صرافها مىفروشند و انگشتر و النگو و ساير زيورآلات مىخرند . به عرض سامى اطلاع داده شد ، تا نحوه برخورد با آنان دستور داده شود . در اين باب .
DH . MKT 1534 / 81
تاريخ : 14 / ذىالقعده / 1305
[ سند دوم ]
مفاد جهت اطلاع و آگاهىهاى ثناورى است . پس بر مبناى ضرورت امر ، با تلاش تحقيق شود تا تداول يا عدم تداول سكه مذكور در خطه حجازيه اعلام شود و جواب ارسال گردد . 18 . ذىالقعده . 1305
DH . MKT . 1534 / 81
14 . ذىالقعده . 1305
[ سند سوم ]
حضور عالىحضرت صدارتپناه
توسط 10 نفر حجاج ايرانى كه به سمت حجاز در حركت بودند ، در حين عبور از دارالسعادت مقدار 7 الى 8 هزار قروش ، سكه مرسوم ايران كه به قِران گفته مىشود ، سكه وارد شهر شده است و مسكوكات اجنبى محسوب مىشوند و ورود آنها ممنوع مىباشد . لذا توقيف آنها لازم است تا به يك تاجر ايرانى اعاده شده تا بعد از تبديل آنها به صاحبانشان بازگردانده شود . اما آنان در دارالسعادت چون كسى را نمىشناسند ، تبديل اين پول براى آنها مشكل مىباشد و نيز به ادعاى آنها سكه مذكور در حجاز و بغداد نيز رايج است . به دليل حمل اين سكهها ، آنها از ايفاى فريضه حج منع شدند . هنگام بازگشت اين اشخاص ، در حضور شواهد ، سكهها در واپور به آنان تسليم شد تا اين حادثه براى همه مثال شود . نحوه اين رفتار امنيه ، در اين تذكره عرض و تقديم شده است .
بر مبناى اطلاعات عالى و فرمايش جناب صدارتپناهى ، مسكوكات ايرانى كه از آن