الاطياب مجمع مفاخر الايقاى و الآداب ناحيت اعلامالعز و الاعتلا ناشر الضوء و الصفا عون الرفيق بن شريف اشرف امكن جهات زادها الله تعالى تشريفاً و تعظيماً به توفيقات خداوند يگانه و تلطفات خاطر ملوكانه موفور و مفر زياد از آنجايىكه مراتب خلوص عقيدت و باى فطرت و كمال رعايت اينجانب اين جناب جلالتمآب نسبت به حجاج تبعه اين دولت عليّه به وسايل عديده معروضه پيشگاه مقدس همايون شده بود ، خواستيم دليلى براى اثبات ملاطفت قلبيه خودمان درباره آنجناب دولتمآب اقامه نماييم ؛ لهذا يكقطعه نشان شير و خورشيد مكلل به الماس كه با اعظم رجال و اكابر ولاة داخله و خارجه سمت اختصاص دارد با حمايل آبى كه مخصوص آن نشان است ، به رسم هديه اهدا و اين دو ربعه ظاهرى را كه نمونه [ اى ] از محبتهاى باطنيه ماست ، اسباب حصول مقاصد خير ، بين انتما نموديم كه طراز قامت باسعادت خود ساخته ، در تزييد روابط الفت و و داد و تشييد مبانى مراودت و اتحاد فىمابين فِرَق اسلام كه امم حضرت جزالت نامند ، بيش از پيش ساعى بود ، حجاج تبعه اين دولت عليّه را به حمايت و رعايت قادرانه خود بهرهمند نمايند تا به عزت و آسودگى ، فرايض مقرره را ادا و دولتين عليتين اسلام را به صميم قلب دعا كنند . حرر فى شهر محرمالحرام سنه 1304 .
IDM 82788 / 1054
[ سند سوم ]
به حضور حضرت سامى صدارتپناه
عرض بنده چاكر اين است كه : سرورم حضرت صاحبدولت ، من كه قبلًا از طرف دولت ايران نشان شير و خورشد مرصع دريافت كرده بودم ، اين بار برات حمايلى نيز براى من فرستاده شده است . حمايلى به رنگ زرد كه صورت آن ، در مقدمه برات نشان داده شده است . اين استدعا در خصوص قبول يا تعليق آن است . در اين باب امر