بهترين گواه بر اين سخن ، تقاضاى دشمن براى جدا شدن او از صف هواداران ولايت و رد كردن آن از سوى حضرت عباس عليه السلام بود .
در عصر تاسوعا ، دشمن كوشيد با استفاده از روابط قومى و قبيلهاى ، عباس عليه السلام را از لشكر حسينيان جدا سازد . به همين منظور ، براى رسيدن به مقصود خود ، به حضرت اماننامه تسليم كرد . دشمن كه برق شمشير و توفان دستان عباس عليه السلام در دفاع از ولايت را در جنگهاى پيشين ديده بود ، مىخواست با اين حربه پوسيده ، شكست را بر سپاه امام تحميل كند . رفتار حضرت در اين مورد ، گوياى سرسختى او در دفاع از حريم ولايت و برائت از دشمنان است .
او بدون كوچكترين توجه به مناسبات قبيلهاى و قومگرايىها ، فرياد ولايتپذيرى برآورد و منصوروار ، دار عشق خود ، بر دوش كشيد و اين گونه بر چكاد افتخار ايستاد و بلندترين چكامه را در ايفاى برادرى و برابرى سرود .
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: ابو الفضل هادى منش
ص٨٥