در هر صورت فردا صبح پس از كنترل شهر كوفه و بر قرارى عملى يك حكومت نظامى وگماشتن سربازان ومأموران مسلّح بر سرهر كوى و برزن و محله ، مجلس پسر زياد را آراستند . نويسندهء كتاب
« زينب بنت على »
نوشته است : چهار هزار سرباز مسلح در شهر پراكنده شدند تا كوفه را زير كنترل شديد خود درآورند و همهء اينكارها را از ترس شيعيان على عليه السلام و طرفداران اهلبيت كه در كوفه سكونت داشتند انجامدادند تا جلوى خطر و تهديد احتمالى را بگيرند .
خاندان پيغمبر را در ميان اين مراقبتها وارد شهر كردند ، سرهاى بر سرنيزهء كشتگان نيز كه شب و روز قبل - يعنى شب و روز يازدهم - بهكوفه رسيده بود را مقابل آنها گرفتند و اهلبيت را بهصورت اسيران رومى و زنگى ، بهدنبال سرها سوار بر شتران و محملهاى بىروپوش و جهاز كردند و اطراف آنها را سربازان مسلح گماشتند و از كوچه و بازار تا قصر حكومتى و دارالاماره عبور دادند .
بيشتر مردم كوفه بجز همان سركردگان وجنايتكارانى كه اين جنايت هولناك و بىنظير تاريخى را انجام داده بودند و بجز افراد كمى از مردم شهر كه از ماجرا مطلع بودند ، نمىدانستند اين اسيران چه كسانى هستند و از كجا مىآيند ؟
نقل مىكنند زنى از اهل كوفه سر خود را از پشت بامخانه بيرون آورد و از آنها پرسيد :
« مِنْ ايِّ الاسارى انتُنَّ ؟ » ؛
[ شما از كدام اسيران و از چه شهر و ديارى هستيد ؟ ]
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: السيد هاشم الرسولي المحلاتي
ص٦٩