جانكاه و منظرههاى دلخراش و گرسنگىها و تشنگىها و خستگىها نتوانست تزلزلى در روح با عظمت او ايجاد كند او همچون كوهى استوار به سرپرستى يتيمان و دلجويى بازماندگان و انجام مأموريت خطيرى كه به عهدهاش گذاشته شده بود ، پرداخت .
يكى از شاعران پارسى زبان اين موضوع را به صورت زيبايى به نظم درآورده ، و از زبان بانوى قهرمان كربلا اين گونه مىگويد :
گر به خون قانون ، آزادى نوشتى در جهان * من هم آن را با اسيرى رفتنم امضا كنم
تا شود ثابت كه حق جاويد و باطل فانى است * زين زمين تا شام غم ، برنامهها اجرا كنم
تا يزيد دون نگويد فتح كردم زين عمل * مىروم تا آن جنايت پيشه را رسوا كنم
و شاعر ديگر مىگويد :
پرچم تبليغ بر دوش من از امروزشد * بهر تبليغ رسالت با يتيمان مىروم
من بهدنبال سرت چون سايه تا شام خراب * بهر اثبات حق و تفسير قرآن مىروم
در كوفه
بر اساس متون تاريخى ، ابن سعد روز يازدهم محرم اهلبيت را به سمت كوفه حركت داد و تا شب خود را