تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
پيش پاى شوق زنجيرى مكن * راه عشق است اين ، عنان‌گيرى مكن در فراقت از تو جانم عذر خواه * رو كه رفتم ، حق تو را پشت و پناه رو يتيمان مرا غمخوار باش * در بلا و درشدايد يارباش رو كه هستم من به هرجا همرهت * آگهم از حال قلبِ آگهت چون شوى بر ناقهء عريان سوار * در به‌در گردى به‌هر شهر و ديار
نيستم غافل دمى از حال تو * آيم از سر هركجا همراه تو رو كه سوى شام خواهى شد روان * با على آن قبله گاه عارفان
و شاعر ديگر ، « محزون رشتى » دراين‌باره گفته است :
خواهرا ! ناموس حقّ داورى * بر يتيمانم تو جاى مادرى زينبا ! غارت شود چون خيمه‌ها * جمع كن اطفال حيران مرا پيكرم بينى چو اندر خاك و خون * پامنه از نقطهء طاقت برون خواهرا ! در ماتمم افغان مكن * موى سراندر غمم افشان مكن
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 52 | السيد هاشم الرسولي المحلاتي