اظهار ندامت و پشيمانى كند و گناه را به گردن پسر بىاصل و نسب زياد بيندازد و خود را در قتل سيدالشهداء عليه السلام بىگناه جلوه دهد و بهدنبال آن درصدد دلجويى و نوازش خاندان پيغمبر برآمد و از آن مصيبتها و اهانتها عذرخواهى كند تا بدينوسيله احساسات مردم مسلمان شام كه سخت برضدّ او تحريك شده بود و بيم يك انفجار و انقلاب از اين ناحيه مىرفت را آرام كند از اينرو مىنويسند :
يزيد زينالعابدين و بانوان را خواست و پس از عذرخواهى و اظهار ندامت و پشيمانى وقايع اخير و انداختن مسؤوليّت اين حوادث به گردن پسر زياد و ديگران ، به آنها پيشنهاد كرد كه هماكنون مىتوانيد با كمال عزت و احترام در شام بمانيد و يا بهشهر و موطن اصلى خود مدينه بازگرديد .
خاندان پيغمبر كه مىدانستند اين پيشنهاد يزيد جز از روى ناچارى و ترس از عكسالعمل مردم شام صورت نگرفته است و هدفى جز عوامفريبى ندارد بازهم از اين فرصت كوتاه به دست آمده بهرهبردارى بيشتر كردند ، و در جهت كامل كردن رسالت تاريخى خويش به او گفتند :
نخست ما را آزاد بگذار تا براى كشتگان خود عزادارى كنيم ، چون از روز شهادت عزيزنمان ، نگذاشتهاند براى آنها گريه كنيم و اشك بريزيم .
و بر طبق نقلى وقتى يزيد پيشنهاد مزبور را كرد حضرت زينالعابدين عليه السلام فرمود : من بايد در اين مورد با عمهام زينب مشورت كنم چون سرپرست يتيمان و غمگسار اسيران
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: السيد هاشم الرسولي المحلاتي
ص١٠٨