تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

وضع عمومى شعر در دورهء مشروطيت و معاصر

شعر معاصر از نظر وحدت و يكپارچگى مانند ادوار گذشته نيست . يعنى امروز بر خلاف قديم سبك واحدى نداريم و فى المثل نمىتوانيم سبكى به نام سبك شعر معاصر داشته باشيم . زيرا ادب زمان ما پر است از تنوعات و گوناگونيها . ازيك‌طرف كهن‌قالب‌ترين غزليات سنتگرا را داريم و از طرف ديگر نوترين اشعار غربزده را كه هيچ مشابهتى باهم ندارند . تنها مسألهء مشترك بين شيوه‌ها و سبكهاى گوناگون امروز زبان امروز است كه نسبتا داراى يكپارچگى است و خاص اين روزگار است و با فارسى صدسال پيش تفاوتهاى روشن دارد ، اگرچه بعضى از معاصران ما هنوز به زبان دويست سال پيش شعر مىگويند . پيشرفتهاى ادبيات معاصر در زمينهء شعر عبارتست از گسترش شعر طنزآميز به مقياس وسيع . پيدا شدن شعر آزاد و قالبهاى تازه‌گسترش - شعر انتقادى و تعليمى بخصوص توسعهء شاخهء اجتماعى و سياسى و انقلابى آن - پديد آمدن شعر و ادبيات كودك - پيدا شدن شعر روزنامه‌اى - رواج مستزاد - از بين رفتن شعر مغلق « 1 » و پيچيده جز در بخش‌هاى محدودى از شعر آزاد - پديد آمدن مسائل و موضوعات جديد و بىسابقه در قلمرو ادبيات و پيدا شدن شعرها و داستانهائى كه سابقا يا نبوده‌اند يا كمتر وجود داشته‌اند ، موضوعاتى مانند آزادىخواهى - ستم‌ستيزى - استعماركوبى - وطن‌پرستى - هواخواهى از ستمكشان و جز اين‌ها از مظاهر شعر معاصر فارسى است بايد گفت كه شعر فارسى در تمام ادوار خود از نظر وسعت دامنهء موضوعات هيچ‌گاه بپاى امروز نرسيده است و تا اين حد توانگر نبوده است . اين امور سبب
هامش
( 1 ) . دشوار ، سخت ، مشكل ، بسته شده