2 - هر گاه نام معاويه را بر زبان جارى مىكرد ، بر او درود و صلوات مىفرستاد .
3 - خوارج با او رفت و آمد و مذاكرات خصوصى داشتند . آنها مذهب و نظرات او را پذيرفته و خود را به او منسوب مىكردند « 1 » .
اكنون كه به طور اجمال از احوال مِسْوَر و ارتباط او با سه گروه سرسخت از دشمنان اهل بيت عليهم السلام آشنا شديم ، به آسانى به درستى و واقعيّت حديث مِسْوَر در موضوع خواستگارى پى ببريم .
ولى آنچه ذكر شد قسمتى از مطالبى است كه مىتوان در خصوص اين راوى و اين روايت بيان كرد . بلكه علّت ديگرى وجود دارد كه پرده از رسوايى و پستى راوى افترا زنندهء اين حديث برمىدارد ؛ نكتهء چهارم را ملاحظه كنيد :
4 - مِسْوَر دو سال بعد از هجرت به دنيا آمد . بنا بر اين ، زمانى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله آن خطبه را مىخواند ، چند سال داشته است ؟ !
اين نكتهاى است كه در بخش آينده ، در مورد آن - و مباحث ديگرى كه به اين حديث مربوط مىشود - بحث جامع و كاملى ارائه خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) سير اعلام النبلاء : 3 / 390 - 394 ، تهذيب التهذيب : 10 / 138 .