مورد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله اجازه خواست .
پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله فرمود : « آيا از حَسَب و شرافت خانوادگى او مىپرسى ؟ » .
على عرضه داشت : از حَسَب و شرافت خانوادگى او آگاهم ، ولى آيا اجازه اين كار را به من مىدهى ؟
فرمود : « نه ! فاطمه پارهء تن من است و دوست ندارم كه اظهار ناراحتى كند » .
على گفت : من هم كارى نمىكنم كه او ناراحت شود « 1 » .
روايت احمد بن حنبل
احمد بن حنبل ، امام حنبلىها بيش از ديگران به اين داستان پرداخته و آن را در دو كتاب مسند و فضائل الصحابه آورده است . متن روايات او اين گونه است :
1 - عبداللَّه از پدرش از وهب بن جرير از پدر او نقل مىكند كه از نعمان شنيدم كه از زُهْرى از على بن الحسين از مِسْوَر بن مخرمه نقل مىكرد كه مىگفت : على از . . . خواستگارى كرد . . . .
2 - عبداللَّه از پدرش از ابو يمان از شعيب از زُهْرى از على بن
هامش
( 1 ) المصنف : 7 / 527 شماره 6 .