على خواست با دختر ابوجهل ازدواج كند . وقتى اين خبر به پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه وآله رسيد ، حضرتش بر فراز منبر چنين فرمود :
« على مىخواهد با عوراء ، دختر ابوجهل ازدواج كند . او حق ندارد دخترِ دشمن خدا و دخترِ رسول خدا را در يك جا جمع كند ؛ فاطمه پارهء گوشت من است » .
9 - عبداللَّه از پدرش از اسماعيل بن ابراهيم از ايّوب از عبداللَّه بن ابى مُلَيكه از عبداللَّه بن زبير نقل مىكند :
على در مورد دختر ابوجهل سخن مىگفت ، اين مطلب به رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله رسيد ، حضرتش فرمود :
« إنّما فاطمة بضعة منّي ، يؤذيني ما آذاها ، وينصبني ما أنصبها »
« فاطمه پارهء تن من است ، آنچه او را بيازارد مرا آزرده است و آنچه او را ناراحت كند ، مرا ناراحت كرده است » .
10 - عبداللَّه از پدرش از هاشم بن قاسم از ليث از عبداللَّه بن عبيداللَّه بن ابى مُلَيكه از مِسْوَر بن مخرمه نقل مىكند :
از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله بر فراز منبر شنيدم كه مىفرمود :
« خانواده هُشام بن مغيره از من اجازه خواستند تا دخترشان را به ازدواج على بن ابى طالب درآورند . . . » .
11 - عبداللَّه از پدرش از ابو يمان از شعيب از زُهْرى نقل مىكند :
حديث خطبة علي بنت أبي جهل ( خواستگارى ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٦