الحسين و مِسْوَر بن مخرمه روايت كردهاند . پس علّت ايراد اين حديث ، خواستگارى على از دختر ابوجهل است « 1 » .
ولى حقيقت بر اهل آن پوشيده نمىماند ، و توفيق از خداى سبحان است .
نكتهء دوم
همان گونه كه در مقدّمهء بحث اشاره كرديم كه تنها بودن حديث - هر حديثى كه باشد - در كتاب بُخارى و مُسلم و كتابهاى ديگرى كه به صحيح معروف هستند ، ما را ملزَم به پذيرش صحّت آنها نمىكند و از بررسى سند آنها ، ما را بىنياز نمىسازد .
بنا بر اين ، صرفِ نقل احاديث در كتابهاى آنان ، نبايد انسان پژوهشگر را فريب دهد . از طرفى ، حكم به بطلان حديثى كه در اين كتابها آمده ، نبايد او را بيمناك سازد . . . .
اين موضوعى است كه محقّقان اهل سنّت به آن آگاهى دادهاند و عدّهاى از علماى حديث و نويسندگان معاصر در مورد آن بحث كردهاند . . . ما نيز در اين موضوع ، بحثهاى مفصّل و قانع كنندهاى داريم كه - به حمد اللَّه - چاپ و منتشر شده است « 2 » .
هامش
( 1 ) منهاج السنه : 4 / 250 و 251 .
( 2 ) نگاه كنيد به : كتابهاى استخراج المرام ، جلد دوم ، نفحات الازهار ، جلد ششم و التحقيق في نفي التحريف عن القرآن الشريف .