نشده است « 1 » .
قابل ملاحظه اينكه در اين سلسله سند ، اين حديث ، نه يك راوى از خاندان زبير و نه زُهْرى ، شَعْبى ، ليث و مانند اينها وجود ندارد ( ! ! ) .
ما اگر چه مِسْوَر و ابن ابى مُلَيكه را مورد طعن و قدح قرار داديم ، ولى به اين حديث - مانند احاديث ديگر - احتجاج و استدلال مىكنيم ، چرا كه :
« الفضل ما شهدت به الأعداء »
« فضل و برترى همان است كه دشمنان به آن گواهى دهند » .
ولى ظنّ قوى ، اين است كه آنها داستان خواستگارى را به جهت غرضورزى و بيمارى كه در دلشان بوده است جعل كردهاند و آن را به مِسْوَر و روايات او ملحق كردهاند . به طورى كه ابن تيميه ، مجدّد آثار خوارج و احياگر اباطيل و موضوعات آنان ، مىگويد :
اين حديث با اين متن ، روايت نشده است بلكه با متن ديگرى روايت شده است ، همانطور كه در حديث خواستگارى على از دختر ابوجهل بيان شده ، كه پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله برخاست و خطبهاى خواند و گفت : خانوادهء هُشام بن مغيره . . . .
اين حديث را بُخارى و مُسلم در صحيحين به روايت على بن
هامش
( 1 ) فيض القدير : 4 / 554 .