تن او هستند و به واسطهء او ، پارهء تن پيامبر مىشوند « 1 » .
البتّه پيش از اينها ابو لبابه انصارى به امر رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله فاطمه را در جايگاه و منزلت آن حضرت قرار داد .
حافظ سهيلى مىگويد : ابو لبابه ، رفاعة بن منذر براى پذيرش توبهاش ، خود را [ به ستونى ] بسته بود . هنگامى كه توبهء او پذيرفته شد و در اين مورد آيهاى نازل شد ، فاطمه خواست تا او را آزاد كند .
ابو لبابه گفت : من سوگند ياد كردهام كه فقط رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله مرا [ از ستون ] باز كند .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله فرمود :
« إنّ فاطمة بضعة منّي »
« به راستى فاطمه پارهء تن من است » .
درود خدا بر او و بر فاطمه باد . از اين رو ، اين حديث بيانگر اين است كه هر كس به او دشنام دهد ، در واقع كافر است و هر كس بر او درود بفرستد ، در واقع بر پدرش درود فرستاده است .
البتّه هدف ما در اينجا بيان اين حديث و دلالت آن نيست ، بلكه منظور ما بيان اين نكته است كه اين حديث ، در بخش فضايل فاطمه سلام اللَّه عليها در
هامش
( 1 ) فيض القدير : 4 / 554 .