لا يدل على عدم الوجود » ، يعنى پيدا نكردن چيزى دليل بر نبودن آن نيست . پيدا نكردن جامع قريب دليل بر نبودن آن نيست ، ممكن است وجود داشته باشد و ما آن را پيدا نكرده باشيم . بنابراين وجود جامع امكان ذاتى دارد .
عبارت مرحوم نائينى در فوائد الاصول چنين است :
بل مال شيخنا الاستاذ مدّظلّه ، الى انّ مادّة الامر موضوعة لمعنى كلّى و مفهوم عامّ جامع للمعانى السبعة ، نحو جامعيّة الكلى لمصاديقه ، و ان كان التعبير عن ذلك المعنى العامّ بما يسلم عن الاشكال مشكلا ، الّا انّ الالتزام بالاشتراك اللفظى اشكل . « 1 »
در پاسخ به مرحوم نائينى - قدس سره - عرض مىكنيم اين بحث ، بحثى اثباتى است و فرض امكان وجود جامع كفايت نمىكند . اگر ايشان جامع را ممكن مىدانند بايد آن را معرفى كنند ، درحالىكه مرحوم ميرزا نتوانستهاند آن را معرفى كنند . صرف امكان وجود چيزى دليل بر وجود آن نمىشود . به نظر ما مىتوان جامعى عرضه نمود . به اين صورت كه هر فعلى به اعتبار معناى مصدرىاش همهء چيزهايى را كه ارادهء حق تعالى - چه ارادهء تكوينى و چه ارادهء تشريعى - به آن تعلق گرفته است ، شامل مىشود .
هرچه از فاعل يا بارىتعالى صادر شود - چه به نحو ارادهء تكوينى و چه به نحو ارادهء تشريعى - فعل است . اين فعل حتى احكام شرعى را هم شامل مىشود ، چون احكام شرعى متعلق ارادهء تشريعى خداوند هستند . بنابراين جامع بين همهء معانى را « فعل » معرفى مىكنيم . پس طلب كه از ارادهء تكوينى و تشريعى به وسيلهء
هامش
( 1 ) همان .