تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاح نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
شكل اصطلاح - در صورت وجود - چشم‌پوشى شده است ؛ مانند : اجماع ، اجماعات

3 - شبه مترادف‌ها

اصطلاحاتى كه داراى مفهوم متفاوت بوده ، ولى در علم كاربرد واحدى دارند و به گونه‌اى به هم پيوند خورده‌اند ، كه در بيشتر موارد باهم به كار مىروند و مباحث هر دو را تحت عنوان مشترك مىآورند ، شبه مترادف مىنامند . در اين حالت اصطلاح به صورت مركب به كار مىرود و جزء دوم به مجموع ارجاع داده مىشود ؛ همانند : مره و تكرار تكرار بج : تكرار بك : مره و تكرار 4 - اصطلاحاتى در اصول فقه آمده است كه دايره مفهومى آن‌ها به خوبى تبيين نشده ، در اين‌گونه موارد به خاطر جلوگيرى از تشتت در امر اطلاع‌رسانى ، اصطلاح رايج و مشهور مرجح قرار داده مىشود و ديگر موارد به آن ارجاع مىگردد ؛ همانند : فايده اصول فقه بج : اهميت اصول فقه مقصد اصول فقه غايت اصول فقه غرض اصول فقه هدف اصول فقه 5 - گاهى رابطه واقعى ميان دو اصطلاح ، رابطه اعم و اخص است ، ولى به جهت اين كه ثمرهء عملىاى برآن مترتب نيست ، اصطلاح اخص به اعم ارجاع مىشود ؛ مثلا مخصص لبى اعم از مخصص عقلى است ، چون اجماع دليل لبى است ولى عقلى نيست ؛ اما ايجاد رابطه ، ثمره عملى ندارد و در نمايه‌سازى ايجاد مشكل مىنمايد ، زيرا در بيشتر اسناد مراد از مخصص لبى همان مخصص عقلى است و لذا مخصص عقلى به مخصص لبى ارجاع شده است . 6 - اصطلاحاتى كه مفهوم مختلف دارند ، ولى عنوان و جايگاه اطلاعاتى آن‌ها يكسان است ، هم‌ارز تلقى مىگردند و آنكه از شهرت و رواج بيشترى برخوردار است مدخل قرار مىگيرد و بقيه به آن ارجاع مىشوند ؛ همانند ضد وجودى طلب استحبابى بك : ضد خاص بج : طلب ضعيف