و بقيه اصطلاحات را به اصطلاح پذيرفته شده و مرجح - جهت راهنمايى مراجعين - ارجاع مىدهند .
علامت ارجاع به اصطلاح مرجح « بك » به معناى « به كار ببريد » است ، يعنى از اين اصطلاح در نمايهسازى استفاده نشود و اصطلاح بعد از اين علامت به كار برده شود ؛
مثال : ادله فقاهتى
بك : اصول عملى
و در ذيل اصطلاح مرجح علامت « بج » به معناى « به كار ببريد به جاى » كه نشانگر اصطلاح نامرجح است به كار مىرود و بدين معناست كه اين اصطلاح به جاى اصطلاح بعد از اين علامت نيز به كار مىرود ؛
مثال : اصول عملى
بج : ادله فقاهتى
موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات « روابط همارز »
1 - مترادفها
دو اصطلاح كه مفهوم واحدى داشته باشند و يا هممعنا تلقى شوند مترادف ناميده مىشوند . در اصطلاحنامه بيشتر جنبه اصطلاحى مورد نظر است نه معناى لغوى ، بنابراين اگر از نظر لغت دو معنا را هم برسانند نيز به نظر اصولى مرادف هستند ؛
همانند : اصالت اشتغال
بك : اصل احتياط
2 - مفرد و جمع بىقاعده
ساختار اصطلاحنامه به گونهاى است كه تنها اصطلاح مرجح مىتواند كليد ذخيره و بازيابى اطلاعات باشد ، و لذا به خاطر راهنمايى پژوهشگران ، اصطلاحاتى كه جمع آنها به صورت بىقاعده آمده است و در نتيجه بر اساس نظام الفبايى در دو محل مختلف قرار مىگيرند اصطلاح نامرجح به اصطلاح پذيرفتهشده ارجاع مىشود ؛ همانند :
ركن استصحاب حكم
بك : اركان استصحاب بك : احكام
براى ارجاع ، ( مفرد و جمع بىقاعده ) بايد هر دو شكل اصطلاح در علم به كار برده شده باشد . نكته قابل توجه اين كه چون جمعهاى سالم از جهت الفبايى با مفردشان پشت سر هم واقع مىشوند ، از آوردن هر دو