تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاح نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
و بقيه اصطلاحات را به اصطلاح پذيرفته شده و مرجح - جهت راهنمايى مراجعين - ارجاع مىدهند . علامت ارجاع به اصطلاح مرجح « بك » به معناى « به كار ببريد » است ، يعنى از اين اصطلاح در نمايه‌سازى استفاده نشود و اصطلاح بعد از اين علامت به كار برده شود ؛ مثال : ادله فقاهتى بك : اصول عملى و در ذيل اصطلاح مرجح علامت « بج » به معناى « به كار ببريد به جاى » كه نشانگر اصطلاح نامرجح است به كار مىرود و بدين معناست كه اين اصطلاح به جاى اصطلاح بعد از اين علامت نيز به كار مىرود ؛ مثال : اصول عملى بج : ادله فقاهتى

موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات « روابط هم‌ارز »

1 - مترادف‌ها

دو اصطلاح كه مفهوم واحدى داشته باشند و يا هم‌معنا تلقى شوند مترادف ناميده مىشوند . در اصطلاح‌نامه بيشتر جنبه اصطلاحى مورد نظر است نه معناى لغوى ، بنابراين اگر از نظر لغت دو معنا را هم برسانند نيز به نظر اصولى مرادف هستند ؛ همانند : اصالت اشتغال بك : اصل احتياط

2 - مفرد و جمع بىقاعده

ساختار اصطلاح‌نامه به گونه‌اى است كه تنها اصطلاح مرجح مىتواند كليد ذخيره و بازيابى اطلاعات باشد ، و لذا به خاطر راهنمايى پژوهش‌گران ، اصطلاحاتى كه جمع آن‌ها به صورت بىقاعده آمده است و در نتيجه بر اساس نظام الفبايى در دو محل مختلف قرار مىگيرند اصطلاح نامرجح به اصطلاح پذيرفته‌شده ارجاع مىشود ؛ همانند : ركن استصحاب حكم بك : اركان استصحاب بك : احكام براى ارجاع ، ( مفرد و جمع بىقاعده ) بايد هر دو شكل اصطلاح در علم به كار برده شده باشد . نكته قابل توجه اين كه چون جمع‌هاى سالم از جهت الفبايى با مفردشان پشت سر هم واقع مىشوند ، از آوردن هر دو
اصطلاح نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 26 | مركز مطالعات وتحقيقات اسلامى