تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

11 [ ساقى به نور باده برافروز جام ما ]

1 ساقى به نور باده برافروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
2 ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم * اى بىخبر ز لذتِ شُربِ مُدام ما
3 چندان بُوَد كرشمه و ناز سَهىقدان * كآيد به جلوه سروِ صنوبر خرام ما
4 ترسم كه صرفه‌اى نبرد روز بازخواست * نان حلال شيخ ز آب حرام ما
5 اى باد اگر به گلشن احباب بگذرى * زنهار عرضه ده برِ جانان ، پيام ما
6 هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است در جريدهء عالم دوام ما
7 مستى به چشم شاهد دلبندِ ما خوش است * ز آن رو سپرده‌اند به مستى زمام ما
8 گو نام ما زِياد به عمدا چه مىبرى * آيد خود آنكه ياد نيارى ز نام ما
9 حافظ ز ديده دانه اشكى همىفشان * باشد كه مرغ وصل ، كند قصدِ دام ما
10 درياى اخضر فلك و كشتىِ هلال * هستند غرق نعمت حاجى قوام ما
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 57 | شمس الدين حافظ