غزل 110 :
از شاه نظر مرغ دلم گشت هواگير * اى ديده نگه كن كه به دام كه در افتاد
، و صواب بطبق نسخهء اصل « از راه نظر » است بجاى « از شاه نظر » كه غلط بسيار واضحى است و كلام با آن هيچ معنى ندارد ،
غزل 126 :
گر خود رقيب شمعست اسرار ازو بپوشان * كان شمع سر بريده بند زبان ندارد
، و صواب بطبق نسخهء اصل « كان شوخ سر بريده » است بجاى « كان شمع سر بريده » ،
غزل 128 :
بانگ گاوى چه صدا بازدهد عشق مخر * سامرى كيست كه دست از يد بيضا ببرد
، و صواب بطبق نسخهء اصل « عشوه مخر » است در مصراع اوّل بجاى « عشق مخر » ،
غزل 143 :
ولى تو طالب معشوق و جام مى خواهى * طمع مدار كه كار دگر توانى كرد
، و صواب بطبق نسخهء اصل «
ولى تو تا لب معشوق و جام مىخواهى
» است ،
غزل 145 :
صبا به خوشهنرى هدهد سليمانست * كه مژدهء طرب از گلشن سبا آورد
، و صواب بطبق نسخهء اصل « صبا به خوشخبرى » است