. . . سست بنيادست ( حافظ ) . - . مصراع دوم يك بيت از قصيدهء چهارده بيتى سعدى چنين است :
« . . . كه روى آب نه جاى قرار و بنيادست »
، - كليات سعدى ، مؤسسهء انتشارات امير كبير - تهران 1369 چاپ هشتم ؛ پيشگفتار بهاء الدين خرمشاهى - ص 707 واژهء : « باد » در مصراع دوم مطلع شعر سعدى ، و نيز در مصراع دوم مطلع شعر حافظ ، به منظور « قافيه » انتخاب گرديده است ! « . . . هر آنكه در طلبش سعى مىكند باد است ، سعدى ( همان كليات و همان صفحه ) .
. . .
« . . . كه هر كه بندهء فرمان حق شد ، آزاد است » ، همانجا .
. . .
« . . . به ديگران كه تو بينى به عاريت دادست » ، همانجا .
( كه اى بلندنظر شاهباز . . . ) باز ، بلندپرواز است و شايد او را از همين روى بلندهمت نيز توان گفت ، لكن « بلندنظر » كه به معنى « جواد » و « سخى » و « راد » است در « باز » چه معنى مىدهد ؟ ! استاد دهخدا ( على اكبر ) ، نقل از صفحهء 39 مجموعهء مقالات دربارهء حافظ - چاپ تهران 1363 ه . ش . . . « . . . نه در خرابهء دنيا كه « محنتآباد » ست » ، همانجا ( - سعدى ) .
. . . « . . . دو بينى از قبل چشم احول افتادست » ، همانجا .