« نصيحتى كنمت ياد گير و » بعد از من : * بگوى راست كه اينم ز « اوحدى » يادست
( اوحدى مراغهاى ) .
( كلمات در اين علائم « » تأكيديست بر اينكه شاعران ديگرى قبل از حافظ به كار بردهاند )
. . . « . . . به ياد دار كه اين پندم از پدر ياد است »
، همانجا ( - سعدى ) .
لطيفهء عشقم ( حافظ قزوينى غنى ) اين بيت ، بيت متن است ، بيت قبلى آن ( . . . طريقتم ياد است ) نسخهبدل بوده و هر دو را حافظ سروده است و بايد يكى از اين دو را انتخاب نموده ، و بيت ديگر را در زير نويس غزل بعنوان نسخهبدل ضبط كرد ( ح ) .
. . . « . . . كسى به قوّت بازوى خويش نگشادست » ، همانجا :
( سعدى ) ركن الدين اوحدى مراغهاى اصفهانى - سالهائى قبل از حافظ - در يكى از غزليات خود گفته است : « مده به شاهد دنيا عنان دل زنهار : كه اين عجوزه ، عروس هزار دامادست » . بهطورىكه ملاحظه مىفرمائيد حافظ عزيز ، مصراع كه اين عجوزه را . . . تضمين فرموده است .
. . . « . . . ز دست خوى بد خويشتن به فريادست »
، همانجا ( - سعدى ) .
مقطع يك غزل پنج بيتى كه قبل از حافظ سروده شده است :
« رقيب ! ابن يمين را چه مىكنى انكار - جزالت سخن عذب او ، خدا دادست » . ( ديوان ابن يمين - به اهتمام حسينعلى باستانى راد - از انتشارات كتابخانه سنائى - تهران - 1344 ه . ش ص 212 - ( يادآور مىشود كه با توجه به غزل حافظ و مطلع آن : « بيا كه قصر امل . . . بنياد عمر بر باد است » در طريق همين انديشه و اين قافيه و رديف ولى با تغيير وزن ، قبلا خواجوى كرمانى سروده بوده است كه :