و - اگر از بعضى موارد استثنائى صرف نظر كنيم - هيچ كاتب و نسخهبردارى را در آن دخالتى نيست . . . . .
وى [ - حافظ ] در سراسر حيات ادبى خويش ، پيوسته سرگرم پرداخت و تكامل بخشيدن به جوانب گوناگون هنر خويش بوده است .
اين تغييرات ، گاه ، در نتيجهء فشارهاى سياسى و اجتماعى عصر در شعر او ، چهره مىنموده است و گاه به علت دگرگونى در مبانى جمالشناسى هنر او ، البته نمونههاى نوع اول ، يعنى تأثير عوامل سياسى ، نسبت به عامل تكامل جمالشناسى ، بسيار اندك است و از عجايب اينكه ، گاه ، همان عوامل سياسى ، خود به گونهئى در جهت تكامل جانب هنرى شعر او نيز تأثير داشتهاند . براى مثال نوع اول - يعنى تأثير شرايط سياسى در تغييرات شعر او - از معروفترين موارد ، تغييريست كه خواجه در اين بيت :
به خوبان دل مده حافظ ببين آن بىوفائيها * كه با خوارزميان كردند تركان سمرقندى
به دلايل سياسى ايجاد كرده و آن را بدين گونه درآورده است :
« به شعر حافظ شيراز مىرقصند و مىنازند * سيهچشمان كشميرىّ و تركان سمرقندى . . . »
دكتر محمد رضا شفيعى كدكنى [ استاد دانشگاه تهران ] نقل از : « حافظشناسى » مجلد دوازدهم - 1369 ه . ش . صفحات 14 و 15 [ مقالهء « اين كيمياى هستى » ] از كتاب « موسيقى شعر » . ) ، تدوينكنندهء اين ديوان يادآور مىشود كه مقالهاى با عنوان « سخنسنجى گرانمايه » به قلم استاد مهدى پرهام ، در كتاب « قافلهسالار سخن ، خانلرى » ص 327 - نشر البرز ، تهران 1370 ه ، ش ، » توجه مرا به نوشتهاى از دكتر شفيعى كدكنى ، معطوف داشت كه آن را در اينجا نقل كردم .
حافظ ق غ : مگو حافظ .