214
ديدم به خواب خوش كه به دستم پياله بود * تعبير رفت و كار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصّه كشيديم و عاقبت * تدبير ما به دست شراب دوساله بود
آن نافهء مراد كه مىخواستم ز بخت * در چين زلف آن بت مشكينكُلاله بود ( 1 )
از دست برده بود وجودم خمار غم ( 2 ) * دولت مساعد آمد و مى در پياله بود
بر آستان ميكده خون مىخورم مدام * روزىّ ما ز خوان قدر اين نواله بود
هر كو نكاشت مهر و ز خوبى گلى نچيد * در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاده وقت صبح * آن دم كه كار مُرغ سحر آه و ناله بود :
ديديم شعر دلكش حافظ به مدح شاه * يك بيت ازين سفينه به از صد رساله بود ( 3 )
آن شاه تند حمله كه خورشيد شيرگير * پيشش به روز معركه كمتر غزاله بود ( 4 ) .