اين بيت در حافظ ق غ نيست ، لكن در - كهنترين نسخهء خطى - « ديوان حافظ » نسخهء 805 هجرى متعلق به دكتر همايونفرخ ، و حافظ دكتر پرويز خانلرى آمده است .
حافظ ق - غ :
يار ما چون گيرد . . .
خوش برآ با غصهاى دل . . . * عيش خوش در بوتهء . . .
( حافظ قزوينى و غنى ) . . . خوش برآ : « با چيزى يا كسى خوش بر آمدن » يعنى با او از در توافق در آمدن . . . « عيشها » در نسخهء پير حسين كاتب بر « عيش خود » [ نسخهء خانلرى ] ؛ و « عيش خوش » [ نسخهء قزوينى ] . . . مرجّح است ( استاد عبد العلى اديب برومند ، غزليات حافظ ، ناشر : پاژنگ [ تهران ] ص 419 ) .
در اينجا به خاطرم رسيد كه بنويسم : اگر كسى اظهار نظرى غير موجه فرمايد مبنى بر آنكه اينهمه تكرار اسامى كتابها و نويسندگانش به عنوان منابع و مآخذ ، لزومى ندارد ! مثل اينست كه معتقد باشد در اشعار « واعظان كأين جلوه در محراب و منبر مىكنند » ، نوشتن تنها يك « مىكنند » كافيست ؛ و نيز
« دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند »
، يك كلمهء « زدند » بيايد ! و بقيهء « زدند » ها ، به كلى حذف گردد ! ! همچنين . . . .
چنانچه در پاسخ گفته شود كه آنها « رديف » است و نمىشود . راقم بعرض مىرسانم كه اينها هم - در هر مورد بخصوص - پژوهش و نظريهاى از استادى محقق و ارجمندست و بدون ذكر نام كتاب و نويسندهاش ، صحيح نيست و نمىشود . ( ح ) الف - : بيت سوم
« اى جوان سر و قد ، گوئى ببر »
حافظ ق - غ .
( . . . « در مصرع اول بيت سوم ، ضبط « گوئى بزن » [ از نسخهء پير حسين كاتب ، و : خانلرى ] ، بر « گوئى ببر » برترى دارد زيرا « گوى زدن » پيش درآمد « گوى بردن » است ، و سرانجام آن . » ص 419 غزليات حافظ