تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

88

يا رب سببى ساز كه يارم به سلامت * بازآيد و برهاندم از چنگ ملامت ( 1 )
خاك ره آن يار سفر كرده بياريد * تا چشم جهان‌بين كنمش جاى اقامت
فرياد كه از شش جهتم راه ببستند * آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز كه در دست توأم مرحمتى كن * فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت
اى آنكه به تقرير و بيان دم زنى از عشق * ما با تو نداريم سخن ، خير و سلامت
درويش مكن ناله ز شمشير احبّا * كاين طايفه از كشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش كه خم ابروى ساقى * بر مىشكند گوشهء محراب امامت
حاشا كه من از جور و جفاى تو بنالم * بيداد لطيفان همه لطف است و كرامت ( 2 )
كوته نكند بحث سر زلف تو حافظ * پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت .