كه اين غزل در حدّ اوج است و در ديوان حافظ از اين قبيل اشعار بسيار است .
استحكام سخن در غزل حافظ نظرها را به خود جلب مىكند . كسانى كه در خصوصيّات لفظى سخن او كار مىكنند ( منهاى مسائل معنوى ) بلا شك يكى از چيزهائى كه آنها را مبهوت مىكند ، همين استحكام سخن خواجه است ، البتّه نمىخواهم بگويم كه همهء غزليّات حافظ چنين است بقول غنى كشميرى :
شعر اگر اعجاز باشد بىبلند و پست نيست * در يد بيضا همه انگشتها يكدست نيست
بنابراين در شعر حافظ هم كوتاه و بلند وجود دارد و تصادفا شعرهاى پايين حافظ آن چيزهايى است كه نشانههاى مدح در آن هست .
احمد اللّه على معدلة السّلطانى * احمد شيخ اويس حسن ايلكانى
حافظ اين را براى مدح گفته است و مىتوان گفت كه شعر حافظ به شمار نمىآيد . شعر حافظ را در جاهاى ديگر و بخشهاى ديگرى بايستى جستجو كرد .
يكى از خصوصيّات شعر حافظ قدرت تصويرهاست و اين از چيزهائى است كه كمتر به آن پرداخته شده است . تصوير در مثنوى چيز آسان و ممكنى است لذا شما