[ شرح ] غزل 463
بيت 1 : سلام اللّه : درود خداوند المثانى و المثانى : منظور تارهاى دوم و سوم عود است
درود خداوند بر زمانى كه برگردند شبها و رشتههاى دو سيم و سه سيمهى عود در ترنماند . بيت 2 : وادى : دره وادى اراك : نام محلى است در نزديكى مكه كه خانهى دلدار در آن محل است . - ما دام كه شبها به دنبال هم فرا مىرسند و سيمهاى عود در ترنماند ( تا ابد ) درود پروردگار باد بر وادى ( دره ) اراك و ساكنان آن و خانهى دلدارم كه در كوى « لوى » بر فراز شنها واقع است .
بيت 3 : و ادعو : دعا مىكنم . - پى در پى ، به تمام آنهايى كه در سفرند و دور از وطن به سر مىبرند ، دعا مىكنم ؛ چون دلدار من هم در سفر است و غريب در وادى اراك .
بيت 4 : لطف لايزالى : عنايت بىپايان الهى
خدايا ! دلدارم را به هرجا كه مىرود ، با عنايت خود محافظتش فرما .
بيت 5 : جمعيت : جمعيت خاطر ، آسايش خاطر - اى دل ! در بند زلفش از پريشانى و گرفتارى ناله مكن . چرا كه اسارت در زنجير گيسوى او عين آسايش است .
بيت 6 : ز خطت : از سبزهى عذارت ، موهاى اطراف صورت زيبايت - سبزهى عذارت زيبايىات را صد برابر كرده است . از خدا مىخواهم كه صدسال جلالى « * » زنده باشى .
بيت 7 : تو مىبايد . . . : تو زنده باشى ، ضرر و زيان ثروت و از دست دادن مقام مهم نيست .
بيت 8 : بر آن . . . : آفرين بر نقاش آفرينش كه بر گرد ماه صورتش ( صورت همچون ماهش ) ، خط هلالى سبزهى عذار را ترسيم كرد . اگر بخواهيم شاعرانهتر آن را تفسير كنيم مىگوييم ، آفرين بر نقاشى كه گرد بدر ماه ، هلال ماه را ترسيم كرده است .
بيت 9 : فحبك : دوستى تو
دوستى تو در همه احوال مايهى آسايش من است و ياد تو همدم و مونس من .
بيت 10 : سويدا : مركز دل سودا : عشق
بيت 11 : لا ابالى : بىقيد رند : قلندر
بيت 12 : غرض : مقصود و منظور
خداوند از مقصود من آگاه است و همين آگاهى خداوند براى من كافى است ، ديگران هر تصورى مىخواهند بكنند ، براى من مهم نيست .
هامش
* سال جلالى كه بر مبناى تقويم جلالى مدون در زمان سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى محاسبه مىشود ، همان سال شمسى است كه يازده روز طولانىتر از سال قمرى است .