[ شرح ] غزل 413
بيت 1 : خط عذار : سبزهى عذار ، موهاى تازهرسته در اطراف صورت جوانان ماه : به استعاره ، چهرهى دلدار بگرفت ماه از او : به ايهام ، ماه گرفتگى ، خسوف .
سبزهى عذار محبوب كه حلقهوار اطراف ماه صورتش را گرفته ، حلقه زيبايى است ولى گرفتاران اين حلقه را راه خلاصى نيست !
بيت 2 : گوشهى محراب : مكان مقدس . - ابروى محرابى دوست مكانى است مقدس و زيارتگاه عاشقان . در آنجا به عجز ، رخسار به خاك بساى و طلب حاجت كن .
بيت 3 : اى جرعهنوش مجلس جم : اى مرغ باغ ملكوت ، اشارهاى است به زمانى كه آدم ابو البشر جد آدميان در بهشت جاى داشته است . آه از او : كنايهاى است به ميزان روشنبينى ضمير دوست . - اى آن كه در بهشت اعلا جا داشتهاى ! سينه از زنگار هواهاى نفسانى پاك بدار و آگاه باش كه ضمير منير دوست ، آينهاى است جهاننما كه از جزئيات آگاه مىشود . بيت 4 : اين دود : كردار رياكارانهى اهل صومعه صومعه : عبادتگاه نامهسياه : گناهكار . - اعمال رياكارانهى زاهدان منافق سبب شد كه من از عبادتگاه گريزان شوم و به ميخانه پناه آورم . لذا كردار آلوده به رياى آنان مرا نامهسياه و گناهكار كرد .
بيت 5 : سلطان غم : غم به سلطان تشبيه شده است . - به غم بگو هر چه از دستش بر مىآيد ، كوتاهى نكند . من از دست ستم او به مىفروشان پناه آوردهام !
مستِ مستم مَشِكَن قدر خود اى پنجهى غم * من به ميخانهام امشب تو برو جاى دگر
« عماد خراسانى »
بيت 6 : چراغ مى : مى به چراغ تشبيه شده است . - ساقى چراغ نورانى باده را در سر راه آفتاب قرار بده و سد راه خورشيد كن و چراغ صبح را با شعله مى برافروز . نور روزانه و فروغ عالم افروز را به عوض خورشيد از پرتو شراب كسب كن .
ز عكس روشن آن باده مىشود روشن * جهان تيره كنون دم به دم زمان به زمان
بيت 7 : روزنامهى اعمال : نامهى اعمال ستردن : پاك كردن
ساقى ! بر روى نامهى اعمال ما شراب بريز تا شايد گناهان ما شسته شود .
بيت 8 : حافظ كه . . . : حافظ كه آهنگ عشاق را نواخت ، اميد است كه هيچگاه مجلس شادى عاشقان از او خالى نباشد . « * »
هامش
* بسيارى از حافظ شناسان معتقدند كه حافظ با موسيقى مأنوس بوده و خود در چندين غزل از اين كه روزگار با هنرمندان سر سازگارى ندارد ، گله مىكند :آسمان كشتى ارباب هنر مىشكند * تكيه آن به كه بر اين بجر معلق نكنيم