تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣

[ شرح ] غزل 412

بيت 1 : چشم خون‌افشان : ديده‌ى خون‌بار كمان ابرو : ابرو هلالى فتنه : عذاب . بيت 2 : ترك : به كنايه معشوق . غلام چشم آن معشوق زيبايم كه هنگام خواب ناز ، رخسارش مانند گلزار است و ابروان كمانىاش سايبان آن گلزار . بيت 3 : طغرا : مأخوذ از تركى ، چند خط منحنى تو در تو كه امضاى شاه در ميان آن قرار مىگرفته و بر فرمان‌ها و سكه‌ها نقش مىزده‌اند . حافظ در اين بيت ابروى معشوق را به آن تشبيه كرده است . خودنمايى هلال ماه در آسمان و لاف بيهوده‌ى برابرى او با كمان ابروى دلدار ، آن قدر مرا آزرد كه اندامم خميده شد . چرا كه ماه كوچك‌تر از آن است كه در برابر ابروى محبوب ، عرض اندام كند . بيت 4 : رقيبان : پرده‌داران جبين : پيشانى حاجب : مانع ، پرده‌دار ، دربان ( و نيز به عربى ، به معناى ابرو ) پرده‌داران غافل از اين‌اند كه در هر لحظه هزاران پيام بين چشم و پيشانى يار با ما ردوبدل مىشود و ابرو ، نقش پرده‌دارى را بازى مىكند . بيت 5 : چمان : خرامان ، راه رفتن با ناز . رخسار زيباى معشوق براى گوشه‌نشينان ، گلستان زيبايى است كه در كنار آن ابروان كمانىاش به عشوه‌گرى مشغول‌اند . بيت 6 : حور : زنان سيه‌چشم ، حور العين پرى : موجودى افسانه‌اى به صورت زن زيبا . با وجود حسن خداداد محبوب ، بعد از اين كسى از زيبايى چشم و ابروى حور و پرى سخن نخواهد گفت . بيت 7 : كافر : بىرحم نقاب زلف : مقنعه ، چادر ، پوشش محراب : قبله‌ى نماز . تو اى بىرحم ! با نپوشاندن ابروى قوسىات ، عاقبت باعث مىشوى كه من قبله را از كعبه به سمت ابروان تو تغيير دهم و كافر شوم . بيت 8 : تير غمزه : غمزه به تير تشبيه شده است . با وجود آن كه حافظ مرغ زيركى بود ، با اين حال ، چشم آن يار ابرو كمانى با تير و ناوك غمزه ، او را شكار كرد .