[ شرح ] غزل 23
بيت 1 : نسيم موى تو : بوى خوش گيسوان تو
تصوير خيالى تو همواره در نظر ما مجسم است و بوى دلانگيز گيسوانت را با مشام جان احساس مىكنم .
بيت 2 : مدعيان : ستيزهجويان و خامان به رغم : بر خلاف حجت موجه : دليل قانعكننده بر خلاف ميل مدعيانى كه ما را از عشقورزى به تو منع مىكنند ، جمال چهرهى تو بهترين دليل براى عشقورزى ماست .
بيت 3 : سيب زنخدان : برآمدگى كوچكى كه زير گودى چانه است و به سيب آدمى مشهور است و زيبايى آن در دلبران چشمگير است . يوسف مصرى : حضرت يوسف ، پسر يعقوب ( نگاه كنيد به زيرنويس غزل 9 ) چه : چاه ، همان چاه زنخدان است . چاه زنخدان :
گودى زير چانه بين سيب زنخدان و چانه كه زيبايى زيبارويان را بيشتر جلوه مىدهد .
ز ميوههاى بهشتى چه ذوق دريابد * هر آن كه سيب زنخدان شاهدى نگزيد
« حافظ »
كشته چاه زنخدان توام كز هر طرف * صدهزارش گردن جان زير طوق غبغب است
منظور از اين بيت اين است كه دلدار هزار برابر يوسف كه نماد زيبايى است ، زيبا شده است .
بيت 4 : بخت پريشان : بدشانسى دست كوته : به كنايه ، فقر و تهىدستى .
بيت 5 : حاجب : پردهدار ، نگهبان فلان : شخصى كه نخواهند نام او را ببرند . در اينجا مراد « عاشق » است . درگه : درگاه ، بارگاه
به پردهدارت بگو كه حافظ از خاكساران درگاه ما است .
بيت 6 : اگر چه محجوب است : اگر كه ظاهرا از ما دور است .
اگر چه ظاهرا از ما دور است ، اما هميشه او را در خاطر خود داريم و به او عنايت مىكنيم .
معرفت قديم را بَعد حجاب كى شود * گرچه به شخص غايبى در نظرى مقابلم
« سعدى »
بيت 7 : اگر به سائلى : اگر براى گدايى