تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦

غزل 340 [ من كه از آتش دل چون خم مى در جوشم ]

1 من كه از آتش دل چون خم مى در جوشم * مهر بر لب زده خون مىخورم و خاموشم
2 قصد جان است طمع در لب جانان كردن * تو مرا بين كه در اين كار به جان مىكوشم
3 من كى آزاد شوم از غم دل چون هر دم * هندوى زلف بتى حلقه كند در گوشم
4 حاش للّه كه نىام معتقد طاعت خويش * اين قدر هست كه گهگه قدحى مىنوشم
5 هست اميدم كه على رغم عدو روز جزا * فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
6 پدرم روضه‌ى رضوان به دو گندم بفروخت * من چرا ملك جهان را به جوى نفروشم
7 خرقه‌پوشى من از غايت دين‌دارى نيست * پرده‌اى بر سر صد عيب نهان مىپوشم
8 من كه خواهم كه ننوشم به جز از راوق خم * چه كنم گر سخن پير مغان ننيوشم
9 گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق * شعر حافظ ببرد وقت سَماع از هوشم
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 706 | شمس الدين حافظ