[ شرح ] غزل 312 « * »
بيت 1 : ذى سلم : منظور شيراز است .
مژده باد بر شما كه سلامت و آسايش به ديار معشوق وارد شد ( « شاه شجاع » به شيراز آمد ) و بدين نعمت ، خداوند را سپاسگزاريم و به لطف پروردگار معترف .
بيت 2 : آن خوش خبر . . . : آن پيك خوشخبر كه مژدهى اين پيروزى را داد ، كجاست ؟ تا جان را مانند طلا و نقره نثار قدمش كنم !
بيت 3 : طرفه منزل : منزل بديع و زيبا سراپردهى عدم : ديار نابودى
با بازگشت پيروزمندانهى شاه به شهر زيباى شيراز ، دشمنش به ديار نيستى مىرود .
بيت 4 : پيمانشكن . . . : عهدشكن ، به هر حال نابود مىشود . چرا كه پيمانها نزد پادشاهان خردمند ، معتبر است .
بيت 5 : مىجست : طلب مىكرد سحاب امل : ابر آرزو نم : تر شدن ، نم آب
دشمن از درگاه الهى طلب باران رحمت مىكرد . ولى به جاى باران رحمت ، اشك حسرت و شكست نصيبش شد !
بيت 6 « * * » : نيل غم : غم به رود نيل تشبيه شده است . - دشمن از شدت گريه ، در اشك خود غرق شد و فلك ، طعنهزنان به او گفت : « اكنون دگر پشيمانى را سودى نيست . »
بيت 7 : ساقى چو يار . . . : چون ساقى هم زيبا و هم رازنگهدار بود ، حافظ و شيخ و فقيه شراب نوشيدند .
به راه ميكده دوشش به دوش مىبردند * فقيه شهر كه سجاده مىكشيد به دوش
« حافظ »
هامش
* موقعى كه « شاه شجاع » پس از پيروزى در جنگ با تراكمه به شيراز برگشت ، حافظ اين غزل را سروده است .
* * اين بيت اشارهاى دارد به ظلم فرعون مصر بر حضرت موسى ( ع ) و بنى اسراييل و تعقيب آنان و فرا رسيدن لحظهى غرق فرعون در دريا و ايمان آوردنش به خدا از ترس و خطاب پروردگار به او كه اكنون پشيمانى فايدهاى ندارد .
در « بانگ جرس » جناب « پرتو علوى » چنين آمده است : « در موزهى ملى قاهره موميايىشدهى جسدى است كه مصريان آن را فرعون معاصر حضرت موسى ( ع ) مىدانند و مىگويند : « طبق روايات چندى ، از رود نيل گرفته شده است »
مرحوم آقاى « محمد قزوينى » در مجلهى « يادگار » ، سال اول ، شمارهى 6 چنين نگاشتهاند : « محل وقوع اين حادثهى تاريخى بحر احمر ( درياى قلزم ) بوده است ، ولى عجب است كه بعضى كتب تواريخ از جمله « حبيب السير » تصريحا و در اشعار بعضى شعراى ايرانى تلويحا ، محل وقوع اين حادثه به رود نيل نسبت داده شده است »
در آيات 90 تا 91 سورهى « يونس » نيز به « دريا » اشاره شده است و نه رود « نيل » .