[ شرح ] غزل 305
بيت 1 : به وقت گل : در فصل بهار ناصواب : اشتباه ، نادرست
شرمندهام از اين كه در فصل بهار از نوشيدن شراب توبه كردهام . خدا نكند كه كسى مثل من از كردهى نادرست شرمنده شود .
بيت 2 : صلاح : نيكوكارى ، تقوى شاهد : زيبارو به هيچ باب : به هيچ وجه
چون زهد و پارسايى با جام مى و عشقورزى در خور هم نيستند و هريك سدى در سر راه يكديگرند . لذا من عشقورزى و شرابخوارى را برگزيدهام و با شاهد و ساقى سر و كار دارم و از آنها شرمنده نيستم .
صلاح از ما چه مىجويى كه مستان را صلا گفتيم * به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتيم
بيت 3 : بود كه : اميدوارم كه خلق كريم : بزرگوارى ملول : بيزار و ناراحت
اميدواريم كه يار از ما آزرده خاطر نشود كه از بازخواست او ملوليم و از پاسخ به سؤال شرمنده ، زيرا كه ما هنوز به شاهد و ساقى و باده مشغوليم .
بيت 4 : خون : منظور اشك گلگون است . سراچهى چشم : خانهى كوچك چشم رهروان خواب : خواب
به علت سيل اشك خونينى كه شب گذشته از ديدهام جارى بود ، مكانى براى خواب باقى نماند و من از اين جهت از خواب شرمندهام .
بگو به خواب كه امشب ميا به ديدهى ما * جزيرهاى كه مكان تو بود آب گرفت !
بيت 5 : رواست : سزاوار است . نرگس : گلى زيبا و معطر ، به كنايه چشم زيباى معشوق نرگس مست : نرگس سرحال و تازه سر در پيش انداختن : كنايه از شرمسارى ( خميدگى سر نرگس به سرافكندگى تشبيه شده است . ) چشم پرعتاب : چشم ملامتگر محبوب
اگر نرگس مست در برابر چشم زيباى يار شرمنده شود ، سزاوار است . زيرا چشم زيبا و ملامتگر محبوب را ديد و از اين كه در مقابل او دم از زيبايى زده است ، خجل شد .
بيت 7 : ظلمت : تاريكى ، منظور ظلمات است آبخضر : آبحيات
آبحيات ازآنرو خود را در ظلمات مخفى كرد كه از غزليات و طبع روان حافظ شرمنده شد . « * »
هامش
* دربارهى « ظلمات » و « آبحيات » به زيرنويس غزل 39 مراجعه كنيد .