غزل 19 [ اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست ]
1 اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست * منزل آن مه عاشقكش عيار كجاست
2 شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست
3 هر كه آمد به جهان نقش خرابى دارد * در خرابات بگوييد كه هشيار كجاست
4 آنكس است اهل بشارت كه اشارت داند * نكتهها هست بسى محرم اسرار كجاست
5 هر سر موى مرا با تو هزاران كارست * ما كجاييم و ملامتگر بىكار كجاست
6 بازپرسيد ز گيسوى شكن در شكنش * كاين دل غمزده سرگشته گرفتار كجاست
7 عقل ديوانه شد آن سلسلهى مشكين كو * دل ز ما گوشه گرفت ابروى دلدار كجاست
8 ساقى و مطرب و مى جمله مهيّاست ولى * عيش بىيار مهيّا نشود يار كجاست
9 حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج * فكر معقول بفرما گل بىخار كجاست